آخرین خبر ها !
پایگاه در حال پیاده سازی 
 و
تکمیل می باشد !


منوی اصلی




جستجو



پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

عناوین برخی مقالات و مطالب
· شاهنامه فردوسي نقطه پيوند ايران، اسلام و تشيع
· آداب قرائت قرآن در سخن و سيره امامان (ع)
· ماخذ شناسی حقوق زنان
· كتابخانه ديجيتالي حقوقی
· خودآرایی و آراستگی
· حافظ نقطه وصل شعر و شعور
· آشنایی با انجمن خوشنویسان پاکستان
· اسلام و نوروز
· شخصیت و جایگاه سعدی در تاریخ ادب پارسی
· روش صحيح تفسير قرآن- بخش اول
· روش صحیح تفسیر قرآن - بخش دوم
· پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
· قرآن، علوم قرآن و تفسیر
· زن در اسلام و ادیان و مکاتب
· اخلاق در اسلام و علوم و مکاتب
· اسلام و ادیان
· احکام و عبادات
· جوانان فرصت ها و آسیب ها
· علوم حدیث
· تاریخ تحلیلی اسلام
· علوم اسلامی (منطق، فلسفه، حکمت، طب، فقه، اصول، کلام، عرفان، تفسیر، درایه،حدیث، رجال، فیزیک، شیمی، جغرافیا، نجوم و... )
· مذاهب و فرق اسلامی ( پیشینه و عوامل پیدایش، آسیب های فرقه گرایی، وجوه اشتراک و افتراق مذاهب و فرق،کتابشناسی)
· عقاید و باورها (توحید و خداشناسی، عدل، نبوت، امامت، معاد )
· فرهنگ و تمدن (تاریخ و تمدن،اخلاق و عادات،دانش مسلمین،هنر و صنعت، اداب و آیین ها، شخصیت ها و اماکن)
· عرفان نظری ( عشق و عقل )
· تقويم مناسبتهاي قمري، شمسي و ميلادي.
· کتابخانه های ایران و جهان (بانک های اطلاعاتی و منابع دیجیتالی و مرجع و کتابخانه های موضوعی)
· مراکز و موسسات فرهنگی و علمی و آموزشی و خدماتی زنان
· سازمان ها و مراکز مرتبط با امور نشر داخلی و بین المللی
· نمايشگاه های کتاب جهان
· كتابخانه های جهان
· آموزش زبان فارسی
· مجموعه مقالات در باره زبان فارسی
· فهرست الفبایی مجلات و نشریات
· بهار دنیا و بهشت آخرت
· اسلام و نوروز
· سفره هفت‌سین
· مجموعه مقالات تندرستی و پزشکی
· حضرت علی علیه السلام خلیفه ی چهارم !
· فهرست موضوعی مجلات و نشریات
· مقالات گردشگری
· مقالات خانواده
· شیعه شناسی
· مقالات گردشگری
· خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران ـ لاهور (1383 ـ 1379)
· دانشگاه هنر لاهور ( پاکستان )
· انتشار کتاب آثارالشعراء در اسلام آباد ( پاکستان )
· آثار برتر خوشنویسان ایرانی در لاهور
· همایش انسان از دیدگاه علامه اقبال
· مقالات (موضوعات مختلف)
· کتاب و مجله
· دائرة المعارف بزرگ اسلامی ( مقالات 16 جلد)
· کتابخانه سیمرغ - دائره المعارف بزرگ اسلامی
· دانشنامه رشد
· دانشنامه ستاره شناسی
· دانشنامه فضایی ایران
· دانشنامه اینترنتی قرآن کریم
· هشتمین پیشوا امام علی بن موسی الرضا (ع)
· کتابهای قرآنی
· کتابهای استاد قرائتی
· فرهنگ واژگان فارسی به فارسی، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی
· فرهنگ چند زبانه
· فرهنگ وازگان و ترجمه متن
· مجموعه مقالات حقوقی
· مجموعه مقالات پاسخ به پرسش ها و شبهه ها
· در باره جوانان
· در باره خانواده
· در باره کودکان و نوجوانان
· نکته هایی برای دختران و بانوان
· ویژه نامه ولادت امام باقر علیه السلام
· ویژه ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها
· استاد شهید مطهری (شخصیت ،آثار و اندیشه ها)
· امام خمینی قدس سره الشریف
· پیشینه تشیع و تسنن
· سير و سلوك
· هشدار و پیشگیری و درمان انواع بیماری ها
· بهداشتی و زناشویی
· تاریخ اسلام (صدر اسلام تا آخر امپراتوری عثمانی)
· فرهنگ و تمدن اسلامی
· زندگی ائمه اطهار علیهم السلام
· اصحاب و یاران اهل بیت (ع)
· مقالات در باره اهل بیت (ع)
· کتابهای تاریخی - دانلود
· تاریخ معاصر ایران
· معرفی رجال مثبت و منفی در تاریخ معاصر ایران
· داستانهایی از زندگی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)
· ارزشها و الگوهاي اخلاقي
· مباحث مربوط به مهدويت
· انواع لغت نامه فارسی و انگلیسی و...
· ويژه نامه ولادت امام رضا (ع)
· ويژه نامه ولادت حضرت فاطمه معصومه(س)
· به یاد دریای حقایق امام صادق علیه السلام
· ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی (ع)
· ویژه نامه امام مهدی علیه السلام
· ويژه نامه اعياد شعبان
· ویژه نامه مبعث پیامبر اکرم (ص)
· مقالات فرهنگي (آسيب شناسي فرهنگي، هويت فرهنگي،مهندسي فرهنگي، مديريت فرهنگي)
· آیت الله شیخ اسماعیل معزّی (معزالّدین)
· فهرست الفبایی علما
· علامه محمد باقر مجلسی رحمه الله علیه
· شهید سید مصطفی رفعتی پور (شمس)
· مقالات تخصصی ایثار و شهادت
· نوشته های ادبی ارایه شده به جشنواره آخرین منجی
· منجی در ادیان توحیدی
· مقالات تخصصی مرکز قلب تهران
· مقالات و مطالب آموزشی در باره قلب و عروق
· ویژه نامه مولود کعبه حضرت علی علیه السلام
· ویژه نامه عید سعید غدیر
· ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی (ع)
· ویژه نامه مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
· ویژه نامه امام حسین (ع) و محرم
· ویژه نامه اربعین حسینی
· ويژه نامه امام محمد باقر عليه السلام
· انقلاب اسلامي؛ انگيزه ها، ريشه ها و اهداف و برنامه ها
· آیت الله حاج شیخ محمود یوسفی غروی
· روسپیگری و سکوت سنگین قانون
· آيت اللّه العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى
· فقها و اصولیین
· عالمان و فقیهان و محدثان بزرگ (یکصد نفر)
· چهل درس زندگی ساز از جواد الائمه علیه السلام
· فقط اهل بیت (ع)
· حضرت فاطمه زهرا ( س ) در منابع اهل سنت
· چهل حدیث از حضرت زهرا (س)
· عبد الله بن زبیر در منابع اهل سنت
· پيشينه تشيع در ميان اصحاب پيامبر(ص)
· آيت الله حاج ميرزا علي هسته اي اصفهاني
· شبكه جهاني زنان انديشمند مسلمان
· دائرة المعارف بزرگ اسلامی مقالات 16 جلد
· حجت الاسلام و المسلمین سید جلال سیادت موسوی
· آپندهاى كوتاه از نهج‏البلاغه
· بیانیه رهبران ادیان درباره محکومیت توهین به قرآن
· ویژه نامه امام حسین (ع) و محرم
· ویژه نامه اربعین حسینی
· ویژه نامه عید سعید غدیر
· ويژه نامه امام محمد باقر عليه السلام
· ویژه نامه خجسته زاد روز امام رضا (ع)
· ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی (ع)
· ویژه نامه ولادت پیامبر(ص) و امام صادق(ع)
· رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام حسن و امام رضا علیهماالسلام
· رحلت آیت الله جاج سید حسن امامی
· حاج عبد الرزاق شیخ زین الدین
· ویژه نامه حضرت فاطمه معصومه (س)
· ويژه نامه اعياد شعبان
· عید سعید قربان
· دانشنامه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
· اهل بيت (ع) از ديدگاه مفسران اهل سنت
· دریای حقایق امام صادق علیه السلام
· امامت اميرالمومنين عليه السلام در سنجش خرد
· امام صادق (ع) از نگاه اهل سنت
· امامت ائمه اطهار علیهم السلام در قرآن
· كتابشناسی امام صادق علیه السلام
· امام صادق علیه السلام از نگاه پژوهشگران و نویسندگان
· ویژه نامه میلاد امام مهدی علیه السلام
· ويژه نامه عيد سعيد فطر
· بزرگداشت حافظ
· چهل پرسش و پاسخ در باره حضرت علی علیه السلام
· مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
· مولود کعبه امیرالمومنین حضرت علی (ع)
· اديان براي صلح
· مقالات در موضوعات دین و اندیشه
· دائرة المعارف بزرگ اسلامی مقالات 16 جلد
· مقالات جنگ نرم
· ویژه نامه ماه مبارک رمضان
· علوم ارتباطات


آب و هوا


حدیث روز


مشخصات شما

 
روش صحيح تفسير قرآن- بخش اول
دانشهای تفسیری






روش صحيح تفسير قرآن (بخش اول)  آيت اللّه‏ جعفر سبحانى


چكيده

     اين مقاله بر آن است كه اولاً فهم قرآن براى همگان ممكن، و ثانيا روشمند است. مؤلّف، چهارده شرط را براى تفسير صحيح قرآن ذكر مى‏كند كه عبارتند از: 1. آگاهى از قواعد زبان عربى؛ 2. آگاهى از معانى مفردات قرآن؛ 3. تفسير قرآن به قرآن؛ 4. مراجعه به شأن نزول‏ها؛ 5. مراجعه به احاديث صحيح؛ 6. توجّه به هماهنگى مجموع آيات قرآن؛ 7. توجّه به سياق آيات؛ 8. آگاهى از آراى مفسّران اسلامى؛ 9. پرهيز از هر نوع پيشداورى؛ 10. آگاهى از بينش‏هاى فلسفى و علمى؛ 11. آگاهى از تاريخ صدر اسلام؛ 12. آگاهى از قصّه‏ها و تاريخ زندگانى پيامبران؛ 13. آگاهى از تاريخ محيط نزول قرآن؛ 14. شناخت آيات مكىّ از مدنى.

مؤلّف در پايان مطرح مى‏كند كه اين‏ها، پايه‏هاى چهاده‏گانه روش تفسير صحيح قرآن است كه برخى از آن‏ها اولويت خاصّى دارند و هر چند مى‏توان برخى از آن‏ها را در برخى ديگر ادغام كرد، براى روشنى هر چه بيش‏تر به صورت جداگانه بررسى شده‏اند.

واژگان كليدى: قرآن، تفسير قرآن، مفسّران، تاريخ صدر اسلام، شأن نزول آيات، احاديث صحيح.

قرن بيستم ميلادى يا چهاردهم اسلامى، با بيدارى شرق و شرقيان و به ويژه مسلمانان آغاز شد. در اين قرن، طلسم استعمار تا حدودى درهم شكست؛ كشورهاى مستعمره به صورت كشورهاى آزاد يا نيمه‏آزاد درآمدند؛ مسلمانان و رهبران فكرى و علمى آنان در يك سلسله مسائل اساسى انديشيدند؛ علل ضعف و عقب‏افتادگى را مورد مطالعه قرار دادند و در صدد چاره‏جويى برآمدند.

از مسائلى كه بيش‏تر مورد توجّه قرار گرفت، نشر معارف و حقايق و علوم قرآن بود؛ زيرا در قرون پيشين، فقط طبقه دانشمند از حقايق علمى اين كتاب آسمانى بهره مى‏برد و طبقات ديگر مردم فقط به روخوانى بسنده، و بيش‏تر در روخوانى و تجويد قرآن مى‏كوشيدند و كتاب‏هاى تفسيرى كه در آن قرون نوشته مى‏شد، هدفش راهنمايى طبقه دانشمند بود و كم‏تر اتّفاق مى‏افتاد كه مفسّر براى راهنمايى طبقات ديگر از مردم به مفاهيم قرآن، تفسيرى بنويسد يا جلسه تفسير تشكيل دهد. گويا مطلوب براى دانشمندان، امعان و تفكّر در آيات قرآن و مطلوب طبقات ديگر، روخوانى و تجويد و قرائت بود.

اين طرز تفكّر، افزون بر اين كه ضررهاى بى‏شمارى داشت كه بعد دانشمندان به زيان‏هاى آن پى بردند، با صريح خود قرآن نيز مخالف بود؛ زيرا قرآن عموم مردم را به تفكّر و غور در معانى آيات قرآن دعوت مى‏كند و آن را مشعل فروزان، بهترين راهنما و هادى پرهيزكاران مى‏خوانده و «تذكره» و وسيله يادآورى قلمداد مى‏كند. افرادى را كه از شنيدن قرآن و تدبّر در معانى آن روى مى‏گردانند، به سخت‏ترين وجه سرزنش مى‏كند و مى‏فرمايد:

فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ، كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنفِرَةٌ، فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ (مدثر (74): 49 ـ 51).

چه شده است كه آنان از قرآن روى گردانند؟ گويى خران رم كرده‏اند كه از شير گريخته باشند.

آياتى كه پرهيزكاران و خردمندان، و متفكّران و هوشمندان را به استماع و فراگرفتن مفاهيم قرآن مى‏خواند، به اندازه‏اى است كه ما از نقل و ترجمه و تعيين مواضع آن‏ها خوددارى، و فقط به نقل و ترجمه يك آيه بسنده مى‏كنيم و از اين مطلب مى‏گذريم.

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُدَّكِرٍ (قمر (54): 17).

ما قرآن را براى پندگيرى آسان كرديم. آيا متذكّرى هست.

اين آيه و نظاير آن مى‏رساند كه فهم و استفاده از قرآن در گرو طبقه مخصوصى نيست؛ نتيجه اين كه كنار گذاشتن توده مردم از بهره‏گيرى از آيات قرآن با تجربياتى كه در قرون گذشته نتيجه داشته، با متن خود كتاب آسمانى مخالف است.

از اين نظر، از جمله تحوّلاتى كه در آغاز قرن چهارم هجرى درباره تفسير پديد آمد، همگانى شدن جلسات تفسير، و آشنا ساختن توده مردم با اين كتاب بوده است، و در اين زمينه در اقطار كشورهاى اسلام (مصر، سوريه، عراق، پاكستان و ايران) تفاسيرى نوشته، و جلساتى تشكيل شد كه هدف از آن‏ها آشنا ساختن عموم مردم با قرآن بوده است.

در اين جا لازم است به گونه‏اى راه و روش تفسير صحيح را ارائه كنيم تا از اين طريق، به كمك شيفتگان فهم مفاهيم و معارف قرآن بشتابيم.

تفسير قرآن به معناى واقعى به نحوى كه مفسّر در فهم معناى آيه، اجتهاد و كوشش را در پيش گيرد، نه اين كه به پيروى از ديگران آيه را تفسير كند، در گرو تحقّق زمينه‏ها و رعايت امورى است كه هم‏اكنون به آن‏ها اشاره مى‏كنيم.



1. آگاهى از قواعد زبان عربى
نخستين پايه براى تفسير قرآن، اين است كه مفسّر بايد از قواعد زبان عربى به طور كامل آگاه باشد تا در سايه آگاهى از آن بتواند فاعل را از مفعول، ظرف را از مظروف، حال را از ذوالحال، و معطوف را از معطوفٌ عليه به خوبى تشخيص دهد. نه تنها قرآن به چنين كليدى نياز مبرم دارد، بلكه استفاده از هر كتابى كه به هر زبانى نوشته شده باشد، در گرو آگاهى از گرامر آن زبان است. چه بسا خطاهايى در معناى آيه رخ مى‏دهد كه ريشه آن، عدم آگاهى از قواعد زبان عربى است.
اين شرط چنان روشن است كه خود را از هر نوع سخن گفتن درباره آن بى‏نياز مى‏دانيم؛ البتّه مقصود از آگاهى، تخصّص در علوم اشتقاق و صرف و نحو نيست؛ زيرا تفسير قرآن به تخصّص در اين دو علم نياز ندارد؛ بلكه كافى است كه بتواند با فراگيرى اجمالى، اين نوع مسائل را تشخيص دهد و چنين تشخيصى به يك دوره آموزش عمومى در زمينه‏هاى اشتقاق و صرف و نحو نياز دارد.
2. آگاهى از معانى مفردات قرآن
آگاهى از معانى مفردات قرآن، يكى از پايه‏هاى اساسى براى تفسير قرآن است؛ زيرا فهم مركّب، متفرّع بر فهم مفردات آن است. نكته لازم در اين شرط اين است كه هرگز نبايد بر مفاهيمى كه از مفردات آيه در ذهن ما موجود است، تكيه و براساس آن، آيه را تفسير كرد؛ زيرا چه بسا بر اثر مرور زمان در معانى الفاظ، دگرگونى پيدا شده و معانى معروف در عصر رسالت به نوعى تغيير كرده است. اين جا است كه بايد به ريشه‏يابى پرداخت و معانى ريشه‏اى را به دست آورد؛ آن گاه به تفسير آيه توجّه كرد؛ براى مثال، لفظ «عصى» و «غوى» در عرف امروز به معناى «گناه كرد» يا «گمراه شد» است؛ در حالى كه معانى ريشه‏اى اين الفاظ، غير آن چيزى است كه امروز در اذهان ما جاى گرفته است.
گروهى را مى‏بينيم كه با آيه وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى (طه (20): 121) بر عدم عصمت پيامبران استدلال، و تصوّر مى‏كنند كه لفظ «عصى» و «غوى» در عصر رسالت به همان معنا بود كه امروز در اذهان ما وجود دارد؛ در حالى كه اگر اين دو لفظ از نظر معنا، ريشه‏يابى شوند، خواهيم ديد كه اين دو لفظ، دو معناى ريشه‏اى دارند كه آن چه امروز از اين دو لفظ در ذهن موجود است، متطوّر و مشتق از آن معانى ريشه‏اى هستند و هرگز معناى اصيل اين دو لفظ، با معصيت اخلاقى ملازم نيست.
بهترين كتابى كه مى‏تواند راهنماى ما در يافتن معانى ريشه‏اى الفاظ قرآن باشد، همان كتاب المقاييس، نگارش احمدبن فارس بن زكريا، متوفاى سال 395 است.
اين كتاب در شش جزء در مصر چاپ شده و تمام سعى مؤلّف كتاب، اين است كه معانى ريشه‏اى الفاظ را در اختيار ما بگذارد؛ آن گاه يادآور مى‏شود كه معانى ديگر چگونه به تدريج از اين ريشه اشتقاق يافته و به ظاهر به صورت معانى مستقلى درآمده‏اند.
امروز چه بسا در كتاب‏هاى لغت، براى برخى الفاظ ده معنا مشاهده مى‏شود و انسان تصوّر مى‏كند كه اين لفظ، براى ده معنا وضع شده و داراى معانى ده‏گانه است؛ ولى وقتى به كتاب المقاييس مراجعه مى‏كند، روشن مى‏شود كه اين لفظ يك معنا بيش ندارد و ديگر معانى، صورت‏هاى گوناگون آن معناى اوّل است كه به مرور زمان، رنگ تعدّد و معناى مستقل به خود گرفته است.
گذشته از اين كتاب، مفسّر واقعى بايد در تشخيص معانى مفردات از كتاب‏هاى المفردات فى غريب القرآن، نگارش ابوالقاسم حسين بن محمّد معروف به راغب اصفهانى متوفّاى سال 502 و كتاب النهاية فى غريب الحديث و الأثر، نگارش مجدالدين ابوالسعادات مبارك بن محمّد جزرى، معروف به ابن‏اثير متولّد 544 و متوفاى 606 بهره گيرد. كتاب اخير، در شش جلد در مصر به چاپ رسيده است. هرچند اين كتاب درباره مفردات احاديث سخن مى‏گويد مى‏تواند در تفسير قرن نيز به ما كمك شايانى كند. كتاب مجمع‏البحرين، نگارش طُريحى نجفى متوفاى 1086 در تفسير لغات كمك مؤثّرى است.
3. تفسير قرآن به قرآن
قرآن، با كمال روشنى، خود را بيانگر همه چيز معرّفى مى‏كند؛ آن جا كه مى‏فرمايد:
وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانا لِكُلِّ شَيْءٍ (نحل (16): 89).
قرآن را بيانگر همه چيز براى تو فرو فرستاديم.
حال كه قرآن بيانگر همه چيز هست، به طور طبيعى بيانگر خود نيز هست؛ بنابراين، اگر در آيه‏اى ابهامى وجود داشته باشد، به طور طبيعى مصلحت در ابهام‏گويى بوده است و مى‏توان با مراجعه به آيات ديگر كه در آن زمينه وارد شده‏اند، از آيه نخست رفع ابهام كرد.
در اين جا نمونه‏اى را براى مثال يادآور مى‏شويم:
خداوند در آيه 173 شعراء درباره قوم لوط چنين مى‏فرمايد:
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرا فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنذَرِينَ (شعراء (26): 173).
ما بر آنان بارانى فرستاديم. چه بد بود باران بيم‏شدگان.
اين آيه به اجمال از فرستادن باران سخن مى‏گويد؛ ولى روشن نيست كه اين ريزش، از چه مقوله‏اى بوده است. آيا ريزش آب بود يا ريزش سنگ؛ ولى آيه ديگر، ابهام آيه مورد نظر را رفع مى‏كند؛ آن جا كه مى‏فرمايد:
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِن سِجِّيلٍ (حجر (15): 74).
ما آنان را سنگباران كرديم.
كلمه «حجاره» روشنگر ابهام آيه نخست است. براى اين كه در اين مورد به صورت گسترده سخن گفته باشيم، نمونه ديگرى را نيز مى‏آوريم. قرآن در موردى مى‏فرمايد:
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ضُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلاَئِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (بقره (2):، 210).
يهودان انتظار دارند كه خدا در سايبان‏هاى ابر با فرشتگان به سوى آن‏ها بيايد [در صورتى كه] كارها يكسره، [و سرانجام اشخاص معيّن] شده است و همه كارها به سوى خدا بازمى‏گردند.
ظاهر اين آيه، خالى از ابهام نيست؛ زيرا آمدن و رفتن از اوصاف جسم شمرده مى‏شود و ذات مقدّس خدا از جسم و جسمانيات پيراسته است. در اين صورت بايد ابهام آيه را از طريق ديگر از بين ببريم. يكى از آن طرق، دقّت در آيات مشابه است كه مضمون اين آيه در آن تكرار شده، و مشابه آيه پيشين آيه 33 نحل است كه آشكارا مى‏رساند مقصود از آمدن پروردگار، آمدن دستور الاهى از عذاب و عقاب، و از امر و نهى است؛ آن جا كه مى‏فرمايد:
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلاَئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (نحل (16): 33).
مگر جز اين انتظار دارند كه فرشتگان به سوى آن‏ها بيايند، يا فرمان پروردگارت بيايد. سيره پيشينيان نيز چنين بوده است. خدا به آن‏ها را ستم نكرده و آن‏ها به خود ستم كردند.
اين آيه به صراحت از آيه نخست رفع ابهام مى‏كند و با لفظ «امر» فاعل واقعى «آمدن» را روشن مى‏سازد.
اين روش (تفسير آيات با آيات) روش محكم و استوارى است و شيوه پيشوايان شيعه نيز همين بوده و هم‏اكنون، مفسّران محقّق، از اين روش استفاده مى‏كنند.
تفسير استاد بزرگ حضرت آقاى طباطبايى به نام الميزان هم بر اين اساس نگارش يافته است؛ البتّه اين مسأله غير از مسأله «توجّه به هماهنگى مجموع آيات قرآن» است كه بعد مورد بحث قرار خواهد گرفت. در اين جا، هدف اين است كه مى‏توان اجمال آيه‏اى را به وسيله آيه ديگر برطرف كرد؛ در حالى كه در عنوان بعد، هدف چيز ديگرى است و آن اين كه در برداشت خود از يك آيه نبايد آيات ديگر قرآن را از نظر دور داشت و هرگز درست نيست كه از آيه‏اى ـ هر چند در ظاهر آن، اجمالى نباشد ـ بدون در نظر گرفتن آيات ديگر كه در همان زمينه وارد شده‏اند، برداشت كرد و مضمون آن را به خدا نسبت داد و ميان اين دو مطلب تفاوت روشن است.
4. مراجعه به شأن نزول‏ها
قرآن مجيد در ظرف بيست و سه سال به دنبال يك سلسله پرسش‏ها يا رويدادها نازل شده است. آگاهى از شأن نزول‏ها، به مفهوم آيه، روشنى خاصّى مى‏بخشد. اين نه به آن معنا است كه بدون شأن نزول نمى‏توان به معناى آيه واقف شد و آن را تفسير كرد؛ بلكه آيات قرآن به حكم اين كه مايه «هدايت» و «بينه» و «فرقان است، چنان كه مى‏فرمايد:
هُدىً لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقَانِ (بقره (2): 185).
قرآن براى هدايت مردم فرستاده شده و در آن، نشانه‏هايى از هدايت و جدايى حق از باطل است.
وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورا مُبِينا (نساء (4): 174).
ما به سوى شما نور روشنى را فرو فرستاديم.
به طور طبيعى مفهوم بوده، بدون مراجعه به شأن نزول‏ها نيز مفهوم خواهد بود؛ ولى با توجّه به شأن نزول‏ها، معناى آيه روشن‏تر و بارزتر جلوه مى‏كند.
در اين جا نمونه‏اى را يادآور مى‏شويم كه مى‏تواند شاهد گفتار ما باشد.
وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَن لاَمَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (توبه (9): 118).
خداوند، به آن سه نفر كه از جنگ تخلّف ورزيده بودند تا آن كه زمين، با همه پهناورى بر آن‏ها تنگ شد و خود دلتنگ شدند و مطمئن شدند كه پناهگاهى جز خدا نيست، توفيق داد تا توبه كنند. خدا توبه‏پذير و مهربان است.
شكّى نيست كه معناى آيه روشن است؛ ولى انسان تمايل دارد در معناى اين آيه از جهات ياد شده در ذيل نيز آگاه شود:
أ. اين سه نفر چه كسانى بودند؟
ب. چرا خلف ورزيدند؟
ج. چگونه زمين بر آنان تنگ شد؟
د. چگونه سينه آنان از زندگى تنگ و روح آنان فشرده شد؟
ه. چگونه فهميدند كه پناهگاهى جز خدا نيست؟
و. مقصود از توفيق الاهى در مورد آنان چيست؟
پاسخ به هر يك از اين پرسش‏ها با مراجعه به شأن نزول اين آيه به دست مى‏آيد.
در اين جا از يادآورى نكته‏اى ناگزيريم و آن اين كه هر شأن نزولى قابل اعتماد نيست. بايد در اعتماد بر شأن نزول‏ها از موازينى كه به وسيله آن‏ها صحيح از غيرصحيح تميز داده مى‏شود، استفاده كرد؛ به ويژه در شأن نزول قصص قرآن كه به پيامبران و امت‏هاى پيشين مربوط است، بايد احتياط را از دست نداد؛ زيرا بسيارى از اين شأن نزول‏ها به وسيله عالمان يهود و مسيحيت و ديگر افراد نقل شده است و هرگز نمى‏توان به چنين نقل‏هاى تاريخى اعتماد كرد و بسيارى از تفاسير، اين شرط را رعايت نكرده و هر نوع شأن نزولى را از افراد غير قابل اعتماد، نقل كرده‏اند.
5. مراجعه به احاديث صحيح
بخشى از آيات قرآن به آيات احكام مربوط است؛ آياتى كه درباره اعمال و افعال مكلّفان وارد شده، حكم آن‏ها را بيان مى‏كند.
تعداد اين نوع آيات در قرآن، كم نيست تا آن جا كه برخى، آن‏ها را به پانصد آيه رسانده‏اند. هرچند شماره آيه‏ها از اين مقدار كم‏تر است، بهره‏گيرى از اين نوع آيات، بدون مراجعه به احاديث صحيح اسلامى امكان‏پذير نيست؛ زيرا اغلب اين آيات، مطلقاتى هستند كه قيود آن‏ها در لسان نبى اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و جانشينان معصوم او وارد شده يا عموماتى هستند كه مخصّص آن‏ها بعد در سنّت رسول گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بيان شده و ناگفته پيدا است كه استدلال به اطلاق مطلق يا عموم عام، بدون مراجعه به مقيّدها و مخصّص‏ها امكان ندارد.
براى اين كه مسأله به صورت روشن‏ترى بيان شود، در اين باره باز سخن مى‏گوييم:
أ. در قرآن مجيد، موضوعاتى وارد شده است كه هيچ گونه توضيحاتى درباره آن‏ها جز در احاديث اسلامى و سيره مسلمانان ديده نمى‏شود؛ براى مثال، قرآن، «نماز»، «روزه»، «زكات»، «خمس» و «حج» را واجب كرده؛ در صورتى كه درباره آن‏ها توضيحاتى نداده است و ما ناچاريم خصوصيات اين مجمل‏ها را از احاديث اسلامى و سيره مسلمانان فراگيريم، و بدون مراجعه به اين مراجع، هر نوع تفسير و توضيح درباره آن‏ها به منزله آرزوى محال است، و روش تمام مسلمانان جهان از نخستين روزهاى اسلام تا امروز، در تفسير اين نوع آيات، همان است كه بيان شد.
ب. در قرآن مجيد، عمومات و مطلقاتى وارد شده؛ ولى مخصّصات و مقيّدات آن‏ها فقط در سنّت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و احاديث معصومان عليهم‏السلام موجود است.
اين نه تنها رسم قرآن است كه تبصره‏هاى قوانين را كنار آن‏ها يادآور نمى‏شود، بلكه رسم مجامع قانونگذارى جهان نيز بر اين جارى است؛ يعنى به مرور زمان بر قوانين جارى كشور، تبصره‏ها و تخصيص‏هايى وارد مى‏سازند. تفاوتى كه در اين مورد، تخصيص‏ها و تقييدهاى قرآن با تبصره‏هاى قوانين بشرى دارد، اين است كه علّت جدايى تبصره‏ها از اصل، در قوانين بشرى، همان محدوديت آگاهى بشر است كه سبب مى‏شود قوانين به مرور زمان، تبصره‏ها بيابند و مواردى از تحت قانون خارج شود يا مواردى به آن ملحق شوند در صورتى كه در دستگاه تشريع الاهى، مسأله محدوديت مطرح نيست و همه خصوصيات قانون چه آن‏هايى كه بعدها بايد از تحت قانون خارج شوند، و چه آن‏هايى كه بعدها بايد به قانون بپيوندند، براى قانونگذارى مانند «خدا» واضح و روشن است؛ ولى گاهى مصالح اجتماعى ايجاب مى‏كند كه خصوصيات قوانين به تدريج بيان شوند، و همه مسائل يك جا مطرح نشوند؛ براى مثال قرآن، بهره پول را تحريم مى‏كند و مى‏فرمايد: وَحَرَّمَ الرِّبَا (بقره (2): 275)؛ ولى در احاديث اسلامى، در مواردى، بهره پول حلال شمرده شده است؛ مانند ربا ميان پدر و پسر و يا شوهر و همسر و مصالح اين تحليل‏ها به طور كامل روشن است؛ زيرا در اين دو مورد به سبب وحدت «صندوق طرفين» و «التيام هر دو گروه به هم»، بهره‏كشى از پول، رنگ ظالمانه به خود نگرفته و حلال قلمداد شده است.
ما به حكم آيه وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا (حشر (59): 7)، بايد تمام دستورهايى را كه رسول خدا آورده است، برگيريم و از كلّيه چيزهايى كه ارتكاب آن‏ها را تحريم كرده است، دورى جوييم.
حالا اگر مفسّر بخواهد در تفسير اين نوع آيات كه تعداد آن‏ها در قرآن كم نيست، به خود قرآن بسنده كند و از هر نوع رجوع به احاديث سرباز زند، با آيه ياد شده پيشين مخالفت كرده و آن را ناديده گرفته است.
نياز قسمتى از آيات مربوط به احكام (چه از لحاظ اجمال در مفاد و معنا مانند صلات و زكات، و چه از لحاظ مخصّص و مقيّد يعنى تبصره و استثناى قانون) به توضيح و تفسير از طريق سنّت واحاديث اسلامى، فقيهان را بر آن داشته است كه اين نوع آيات را به صورت جداگانه تفسير كنند، و كتاب‏هايى درباره خصوص اين نوع آيات بنويسند و در اين مورد، تفسير آيات احكام جصاص، فاضل مقداد و محقّق اردبيلى و جزائرى، بهترين كتاب‏ها و تفسيرها است.
براى اين كه خواننده گرامى در اين مورد آگاهى بيش‏ترى بيابد، دو نمونه ديگر از اين موارد را يادآور مى‏شويم:
قرآن به طور مطلق، هر نوع داد و ستدى را تجويز مى‏كند يا هر نوع عقد قرارداد و عهد و پيمانى را محترم مى‏شمارد و عمل به آن را لازم مى‏داند؛ در صورتى كه سنّت پيامبر و احاديث اسلامى كه مورد احترام فريقين است، بخشى از معامله‏ها را غيرصحيح اعلام مى‏دارند؛ مانند خريد و فروش آلات قمار، و مايعات مست‏كننده و بيع‏هاى منابذه و ملامسه و مانند آن‏ها كه تمام خصوصيات آن‏ها در احاديث وارد شده است؛ بنابراين، تفسير آيه وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ (بقره (2): 275)، بدون مراجعه به اين روايات، صحيح و پابرجا نيست.
همچنين تفسير آيه أَوْفُوا بِالْعُقُودِ (مائده (5): 1)، بدون مراجعه به احاديثى كه بخشى از شرط‏ها و پيمان‏ها را لغو مى‏كند و باطل اعلام مى‏دارد، صحيح نيست؛ آن جا كه مى‏گويد:
الا شرطا احل حراما و حرم حلالاً.
مگر شرطى كه حلالى را حرام يا حرامى را حلال بدارد.
گواه‏هايى از قرآن
مطلب ياد شده، حقيقت محسوسى است كه هر مفسّرى آن را از نزديك لمس مى‏كند، و هر انسان واقع‏گرا را قانع مى‏سازد. گذشته از اين، قرآن به روشنى گواهى مى‏دهد كه كتاب خدا، به بيان رسول گرامى نياز دارد؛ زيرا پيامبر افزون بر اين كه بايد قرآن را بر مردم تلاوت كند، بايد مقاصد آن را نيز تبيين كند. ما در اين جا، نمونه‏هايى از قرآن را يادآور مى‏شويم و از بسط و تفصيل آن خوددارى مى‏كنيم.
1. وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل (16): 44).
قرآن را بر تو فرو فرستاديم تا آن چه را بر مردم نازل شده است، بيان كنى تا آن‏ها بينديشند.
دلالت آيه بر مقصد ما در صورتى روشن مى‏شود كه بدانيم آيه، مأموريت پيامبر را با لفظ «لتبين» بيان مى‏كند و مفاد آن غير از مفاد «لتقرأ» است؛ يعنى پيامبر دو مأموريت دارد:
1. آيات قرآن را بخواند؛
2. آيات قرآن را بيان و مقاصد آن‏ها را روشن سازد و هدف اين آيه و امثال آن‏ها، همه آيات قرآن نيست؛ بلكه آن قسمت از آيات قرآن است كه بدون بيان رسول گرامى، يا جانشينان او، اطّلاع از مفاد يا از تمام خصوصيات آن‏ها امكان‏پذير نيست؛ مانند آيات مجمل از آيات احكام يا آياتى كه تبصره و استثنا دارند.
2. لاَ تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ، إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ، فَإِذَا قَرَاْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ، ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (قيامت (75): 16 ـ 19).
به سبب عجله در تلاوت قرآن، زبان خود را حركت مده. بر ما است گردآورى آيات و خواندن آن‏ها. هر گاه بر تو تلاوت كرديم، از آن پيروى كن؛ آن گاه بر ما است بيان و روشن كردن مقاصد آن.
خداوند در اين آيه، سه چيز را برعهده مى‏گيرد:
1. تلاوت قرآن؛
2. گردآورى آيات؛
3. تبيين مفاهيم آن، و ناگفته پيدا است كه تبيين مفاهيم قرآن بر پيامبر از طريق وحى، امكان‏پذير است؛ وگرنه هرگز مردم به طور مستقيم مورد وحى قرار نمى‏گيرند و مضمون وحى الاهى بر پيامبر، يا در قرآن و يا در سنّت رسول گرامى او منعكس است؛ بنابراين، در توضيح مفاد آيات بايد به هر دو منبع مراجعه، و هرگز نبايد به يكى بسنده كرد. به ديگر سخن، خدا در اين آيه، پيامبر را از شتاب در قرائت نهى مى‏فرمايد؛ سپس جمع‏آورى و خواندن آن را بر پيامبر، برعهده خود مى‏گيرد و دستور مى‏دهد كه هنگام تلاوت فرشته، از آن پيروى كند؛ سپس بيان و توضيح (مطالب و مضامين) را برعهده خود ـ چنان كه صريح آيه ثُمَّ عَلَيْنا بَيانَهُ است ـ مى‏گذارد.
در اين جا، مقصود از بيانى كه خدا بر عهده مى‏گيرد، چه بيانى است؟ تصوّر نشود كه مقصود، بيان الفاظ آيات است؛ زيرا اين مطلب پيش‏تر با جمله إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ گفته شده است، و ديگر نيازى به تكرار نيست. به طور مسلّم، منظور، بيان و توضيح مضامين آياتى است كه به بيان الاهى نياز دارد و پيامبر و جانشينان بحق او، پس از دريافت آن‏ها از مقام وحى، در اختيار امّت مى‏گذارند؛ البتّه هدف اين نيست كه هر آيه‏اى از آيات، به بيان نياز دارد تا كسى بگويد: آيه إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ نيازمند بيان است؛ بلكه غرض اين است كه به اجمال در آشنايى با مقاصد قرآن، به بيان وحى احتياج داريم، و فعلاً در كميّت آن بحثى نداريم؛ البتّه همان طور كه در مراجعه به شأن نزول‏ها يادآور شديم، هرگز نبايد با هر خبر و حديثى، به تفسير قرآن برخاست؛ بلكه بايد حديث را از نظر سند و دلالت مورد دقّت قرار داد و پس از «جامع الشرائط بودن» از آن كمك گرفت.
6. توجّه به هماهنگى مجموع آيات قرآن(2)
آن چه بيان شد، زيربناى اصل تفسير قرآن است؛ ولى شرط مهمّ صحّت تفسير و اتقان و استوارى آن، اين است كه مفسّر هر آيه را از آيات ديگر آن سوره و از آيه‏هاى ديگر سوره‏ها و سرانجام از مجموع قرآن جدا نداند و مطمئن باشد كه مجموع آيات، هدف واحدى يا اهدافى را تعقيب مى‏كنند كه همگى در يك هدف گسترده خلاصه مى‏شوند.
بزرگ‏ترين لغزشگاه، تفسير اين نقطه است؛ يعنى فردى بر اثر آگاهى از گرامر زبان عربى، به تفسير يك آيه بپردازد و از آيات مشابهى كه در زمينه همان آيه وارد شده است، غفلت ورزد و همين لغزش در تفسير، مايه پيدايش مذاهب و عقايد گوناگون اسلامى شده و هر ملّت و صاحب‏مذهبى، بر عقيده خود، از قرآن دليل و گواه آورده است.
هيچ مى‏دانيد كه تمام صاحبان مذاهب اعمّ از «مجبره، معتزله، مشبِّهه، مجسِّمه، مرجئه و ديگر دارندگان عقايد و مذاهب»، هر يك بر عقيده و انديشه‏هاى خود، از آيات گوناگون قرآن استدلال مى‏كنند و خود را پيرو آن مى‏دانند؛ در صورتى كه مجموع اين مذاهب جز يكى، همگى باطل و از قرآن دور هستند؟
وقتى در ريشه پيدايش اين مذاهب جست‏وجو مى‏كنيم، مى‏بينيم كه علّت يا يكى از علل پيدايش فرقه‏هاى گوناگون اين است كه هر فرقه‏اى به آيه‏اى چسبيده و از ديگر آيات كه در آن زمينه وارد شده و مى‏تواند بيانگر آيه نخست باشد، غفلت ورزيده است.
شكّى نيست كه در قرآن، آياتى وارد شده است كه اگر به تنهايى بررسى شوند، ما را به انديشه‏هاى گوناگون مانند «جبر، اختيار، تشبيه، تنزيه، تجسيم، و ...» رهبرى مى‏كند و هرگز نمى‏توان گفت كه مجموع اين عقايد ضدّ و نقيض، به وحى الاهى مربوط است و همگى مقاصد قرآن را تشكيل مى‏دهند در صورتى كه خود قرآن مى‏فرمايد:
وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلاَفا كَثِيرا (نساء (4): 82).
بگو اگر قرآن از جانب غير خدا بود، در آن اختلاف‏هاى فراوانى مى‏يافتند.
اين گره در صورتى گشوده مى‏شود كه از هماهنگى آيات و انسجام مجموع آن‏ها با يك‏ديگر غفلت نورزيم و توجّه كنيم كه قرآن خود را به دو صفت ياد شده در ذيل وصف مى‏كند:
1. متشابها: شبيه يك‏ديگر؛
2. مثانى: مكرّر از نظر مضمون.
آن جا كه مى‏فرمايد:
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابا مُتَشَابِها مَثَانِيَ (زمر (39): 23)، و طبعا هر شبيهى با شبيه ديگر در حالى كه مى‏تواند نقاط اختلافى داشته باشد، به طور قطع، جهات مشتركى نيز دارد و به سبب همين جهات مشترك است كه بايد در تفسير يك آيه، همه آيات وارد در زمينه آن آيه را ديد؛ آن گاه از مجموع آن‏ها اتّخاذ نظر كرد و همچنين است مضامين مكرّر يك جريان.
اين جا است كه لزوم پى‏ريزى نوع ديگرى از تفسير، يعنى به اصطلاح، تفسير «موضوعى قرآن»، جلوه گر مى‏شود و مقصود از چنين روشى، اين است كه مجموع آيات موضوع، به اندازه توانايى در يك جا گرد آيند؛ آن گاه با قرينه قرار دادن آيه و مقايسه آيات با يك‏ديگر، از مجموع، نظر واحدى اتّخاذ شود؛ در حالى كه روش ديگر تفسير قرآن، يعنى تفسير آيات قرآن به صورت سوره به سوره مفيد و سودمند است. حتّى براى طبقه‏اى، جز اين روش، روش ديگرى نمى‏تواند مفيد واقع شود با اين وصف، پرده‏بردارى از مقاصد قرآن به صورت «جامع الاطراف»، جز از طريق تفسير موضوعى كه روح «هماهنگى آيات قرآن و انسجام آن‏ها با يك‏ديگر» است، امكان‏پذير نيست، و اين همان راهى است كه نگارنده آن را در كتاب منشور جاويد قرآن و كتاب مفاهيم القرآن پيموده است و طبعا خالى از نقص نيست و آيندگان، به تكميل اين روش خواهند پرداخت.



پی نوشت:

1 استاد برجسته حوزه علمیه و مرجع تقلید

2 توجّه به هماهنگى مجموع آيات قرآن، غير از تفسير آيه به آيه است كه به صورت شرط سوم بيان شد و تفاوت اين دو با هم بسيار روشن است.








کلمات کليدي : روش صحيح تفسير قرآن

© کپی رایت توسط : پايگاه اطلاع رساني ، پژوهشي و فرهنگي سعيد معزالدين (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 25 فروردين ماه ، 1389 (1544 مشاهده)

[ بازگشت ]
صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو |  تماس با ما

تمامی حقوق و مطالب برای پایگاه پارس برگ محفوظ است. هرگونه نقل و بهره برداری از آن با ذکر منبع مجاز می باشد
طراح : علی معزالدین