آخرین خبر ها !
پایگاه در حال پیاده سازی 
 و
تکمیل می باشد !


منوی اصلی




جستجو



پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

عناوین برخی مقالات و مطالب
· شاهنامه فردوسي نقطه پيوند ايران، اسلام و تشيع
· آداب قرائت قرآن در سخن و سيره امامان (ع)
· ماخذ شناسی حقوق زنان
· كتابخانه ديجيتالي حقوقی
· خودآرایی و آراستگی
· حافظ نقطه وصل شعر و شعور
· آشنایی با انجمن خوشنویسان پاکستان
· اسلام و نوروز
· شخصیت و جایگاه سعدی در تاریخ ادب پارسی
· روش صحيح تفسير قرآن- بخش اول
· روش صحیح تفسیر قرآن - بخش دوم
· پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
· قرآن، علوم قرآن و تفسیر
· زن در اسلام و ادیان و مکاتب
· اخلاق در اسلام و علوم و مکاتب
· اسلام و ادیان
· احکام و عبادات
· جوانان فرصت ها و آسیب ها
· علوم حدیث
· تاریخ تحلیلی اسلام
· علوم اسلامی (منطق، فلسفه، حکمت، طب، فقه، اصول، کلام، عرفان، تفسیر، درایه،حدیث، رجال، فیزیک، شیمی، جغرافیا، نجوم و... )
· مذاهب و فرق اسلامی ( پیشینه و عوامل پیدایش، آسیب های فرقه گرایی، وجوه اشتراک و افتراق مذاهب و فرق،کتابشناسی)
· عقاید و باورها (توحید و خداشناسی، عدل، نبوت، امامت، معاد )
· فرهنگ و تمدن (تاریخ و تمدن،اخلاق و عادات،دانش مسلمین،هنر و صنعت، اداب و آیین ها، شخصیت ها و اماکن)
· عرفان نظری ( عشق و عقل )
· تقويم مناسبتهاي قمري، شمسي و ميلادي.
· کتابخانه های ایران و جهان (بانک های اطلاعاتی و منابع دیجیتالی و مرجع و کتابخانه های موضوعی)
· مراکز و موسسات فرهنگی و علمی و آموزشی و خدماتی زنان
· سازمان ها و مراکز مرتبط با امور نشر داخلی و بین المللی
· نمايشگاه های کتاب جهان
· كتابخانه های جهان
· آموزش زبان فارسی
· مجموعه مقالات در باره زبان فارسی
· فهرست الفبایی مجلات و نشریات
· بهار دنیا و بهشت آخرت
· اسلام و نوروز
· سفره هفت‌سین
· مجموعه مقالات تندرستی و پزشکی
· حضرت علی علیه السلام خلیفه ی چهارم !
· فهرست موضوعی مجلات و نشریات
· مقالات گردشگری
· مقالات خانواده
· شیعه شناسی
· مقالات گردشگری
· خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران ـ لاهور (1383 ـ 1379)
· دانشگاه هنر لاهور ( پاکستان )
· انتشار کتاب آثارالشعراء در اسلام آباد ( پاکستان )
· آثار برتر خوشنویسان ایرانی در لاهور
· همایش انسان از دیدگاه علامه اقبال
· مقالات (موضوعات مختلف)
· کتاب و مجله
· دائرة المعارف بزرگ اسلامی ( مقالات 16 جلد)
· کتابخانه سیمرغ - دائره المعارف بزرگ اسلامی
· دانشنامه رشد
· دانشنامه ستاره شناسی
· دانشنامه فضایی ایران
· دانشنامه اینترنتی قرآن کریم
· هشتمین پیشوا امام علی بن موسی الرضا (ع)
· کتابهای قرآنی
· کتابهای استاد قرائتی
· فرهنگ واژگان فارسی به فارسی، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی
· فرهنگ چند زبانه
· فرهنگ وازگان و ترجمه متن
· مجموعه مقالات حقوقی
· مجموعه مقالات پاسخ به پرسش ها و شبهه ها
· در باره جوانان
· در باره خانواده
· در باره کودکان و نوجوانان
· نکته هایی برای دختران و بانوان
· ویژه نامه ولادت امام باقر علیه السلام
· ویژه ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها
· استاد شهید مطهری (شخصیت ،آثار و اندیشه ها)
· امام خمینی قدس سره الشریف
· پیشینه تشیع و تسنن
· سير و سلوك
· هشدار و پیشگیری و درمان انواع بیماری ها
· بهداشتی و زناشویی
· تاریخ اسلام (صدر اسلام تا آخر امپراتوری عثمانی)
· فرهنگ و تمدن اسلامی
· زندگی ائمه اطهار علیهم السلام
· اصحاب و یاران اهل بیت (ع)
· مقالات در باره اهل بیت (ع)
· کتابهای تاریخی - دانلود
· تاریخ معاصر ایران
· معرفی رجال مثبت و منفی در تاریخ معاصر ایران
· داستانهایی از زندگی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)
· ارزشها و الگوهاي اخلاقي
· مباحث مربوط به مهدويت
· انواع لغت نامه فارسی و انگلیسی و...
· ويژه نامه ولادت امام رضا (ع)
· ويژه نامه ولادت حضرت فاطمه معصومه(س)
· به یاد دریای حقایق امام صادق علیه السلام
· ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی (ع)
· ویژه نامه امام مهدی علیه السلام
· ويژه نامه اعياد شعبان
· ویژه نامه مبعث پیامبر اکرم (ص)
· مقالات فرهنگي (آسيب شناسي فرهنگي، هويت فرهنگي،مهندسي فرهنگي، مديريت فرهنگي)
· آیت الله شیخ اسماعیل معزّی (معزالّدین)
· فهرست الفبایی علما
· علامه محمد باقر مجلسی رحمه الله علیه
· شهید سید مصطفی رفعتی پور (شمس)
· مقالات تخصصی ایثار و شهادت
· نوشته های ادبی ارایه شده به جشنواره آخرین منجی
· منجی در ادیان توحیدی
· مقالات تخصصی مرکز قلب تهران
· مقالات و مطالب آموزشی در باره قلب و عروق
· ویژه نامه مولود کعبه حضرت علی علیه السلام
· ویژه نامه عید سعید غدیر
· ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی (ع)
· ویژه نامه مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
· ویژه نامه امام حسین (ع) و محرم
· ویژه نامه اربعین حسینی
· ويژه نامه امام محمد باقر عليه السلام
· انقلاب اسلامي؛ انگيزه ها، ريشه ها و اهداف و برنامه ها
· آیت الله حاج شیخ محمود یوسفی غروی
· روسپیگری و سکوت سنگین قانون
· آيت اللّه العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى
· فقها و اصولیین
· عالمان و فقیهان و محدثان بزرگ (یکصد نفر)
· چهل درس زندگی ساز از جواد الائمه علیه السلام
· فقط اهل بیت (ع)
· حضرت فاطمه زهرا ( س ) در منابع اهل سنت
· چهل حدیث از حضرت زهرا (س)
· عبد الله بن زبیر در منابع اهل سنت
· پيشينه تشيع در ميان اصحاب پيامبر(ص)
· آيت الله حاج ميرزا علي هسته اي اصفهاني
· شبكه جهاني زنان انديشمند مسلمان
· دائرة المعارف بزرگ اسلامی مقالات 16 جلد
· حجت الاسلام و المسلمین سید جلال سیادت موسوی
· آپندهاى كوتاه از نهج‏البلاغه
· بیانیه رهبران ادیان درباره محکومیت توهین به قرآن
· ویژه نامه امام حسین (ع) و محرم
· ویژه نامه اربعین حسینی
· ویژه نامه عید سعید غدیر
· ويژه نامه امام محمد باقر عليه السلام
· ویژه نامه خجسته زاد روز امام رضا (ع)
· ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی (ع)
· ویژه نامه ولادت پیامبر(ص) و امام صادق(ع)
· رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام حسن و امام رضا علیهماالسلام
· رحلت آیت الله جاج سید حسن امامی
· حاج عبد الرزاق شیخ زین الدین
· ویژه نامه حضرت فاطمه معصومه (س)
· ويژه نامه اعياد شعبان
· عید سعید قربان
· دانشنامه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
· اهل بيت (ع) از ديدگاه مفسران اهل سنت
· دریای حقایق امام صادق علیه السلام
· امامت اميرالمومنين عليه السلام در سنجش خرد
· امام صادق (ع) از نگاه اهل سنت
· امامت ائمه اطهار علیهم السلام در قرآن
· كتابشناسی امام صادق علیه السلام
· امام صادق علیه السلام از نگاه پژوهشگران و نویسندگان
· ویژه نامه میلاد امام مهدی علیه السلام
· ويژه نامه عيد سعيد فطر
· بزرگداشت حافظ
· چهل پرسش و پاسخ در باره حضرت علی علیه السلام
· مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
· مولود کعبه امیرالمومنین حضرت علی (ع)
· اديان براي صلح
· مقالات در موضوعات دین و اندیشه
· دائرة المعارف بزرگ اسلامی مقالات 16 جلد
· مقالات جنگ نرم
· ویژه نامه ماه مبارک رمضان
· علوم ارتباطات


آب و هوا


حدیث روز


مشخصات شما

 
روش صحیح تفسیر قرآن - بخش دوم
دانشهای تفسیری



روش صحیح تفسیر قرآن ( بخش دوم )  آیت الله جعفر سبحانی


7. توجّه به سياق آيات
توجّه به سياق و به اصطلاح، ماقبل و بعد آيه، به گونه‏اى، شاخه‏اى از شرط ششم، يعنى «هماهنگى مجموع آيات قرآن با يك‏ديگر» است؛ براى آن جا كه قرآن درباره موضوعى سخن مى‏گويد و آياتى را وارد بحث مى‏سازد، توجّه به يك آيه، و انقطاع از آيات ديگر، جز لغزش و دورى از مقصد قرآن، نتيجه ديگرى ندارد.
اين نه تنها قرآن است كه بايد در تفسير جمله‏ها و آيه‏هاى آن، مجموع آيات ماقبل و مابعد را در نظر گرفت، بلكه تفسير سخن هر حكيمى، بر اين اساس استوار است. براى روشن شدن موضوع، نمونه‏اى را وارد بحث مى‏كنيم.
قرآن در سوره اعراف (7) آيه 35 مى‏فرمايد:
يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ.(1)
اى فرزندان آدم! اگر به سوى شما پيامبرانى از جنس خود شما بيايند و آيه‏هاى مرا براى شما بخوانند، هر كس از شما [از مخالفت با دستورهاى من] بپرهيزد و راه صلاح [نه فساد] را پيشه خود سازد، براى او، ترس و اندوهى نيست.
اگر ما در تفسير آيه، از «سياق» صرف‏نظر كنيم و خود آيه را بريده از قبل و مابعد آن در نظر بگيريم، مفاد آيه اين خواهد بود كه قرآن از آمدن پيامبرانى پس از رسول گرامى گزارش داده و باب نبوّت را مختوم و بسته ندانسته است؛ در صورتى كه در آيه ديگر، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را «نبىّ خاتم» معرّفى مى‏كند و يادآور مى‏شود كه باب نبوّت به وسيله او، بسته شده تا ابد به روى بشر باز نخواهد بود؛ چنان كه مى‏فرمايد:
مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِن رِّجَالِكُمْ وَلكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيما (احزاب (33): 40).
محمّد، پدر هيچ يك از مردان شما نيست؛ بلكه رسول خدا و خاتم پيامبران است. خدا بر همه چيز عالم و دانا است.
ريشه دو برداشت متناقض مذكور اين مى‏شود كه در تفسير آيه نخست، از سياق آيات، صرف‏نظر شده و آيه بريده از ماقبل و مابعد مورد تفسير قرار گرفته است؛ در صورتى كه اگر به خود قرآن مراجعه شود، روشن خواهد شد كه اين آيه، جزئى از مجموع آيات بيست و شش‏گانه (آيات 11 ـ 36) سورء اعراف است كه همگى بيانگر حادثه‏اى است كه در آغاز آفرينش انسان رخ داده؛ يعنى به زمان خلقت آدم و بيرون رفتن او از بهشت و استقرار وى با فرزندانش در روى زمين مربوط است.
در چنين موقع است كه خدا به فرزندان آدم خطاب مى‏كند و مى‏گويد: اى فرزندان آدم! اگر به سوى شما پيامبرانى بيايند، هر كس پرهيزگارى را پيشه خود سازد، و راه اصلاح بپيمايد، براى او ترس و اندوهى راه ندارد.
شكّى نيست كه پس از استقرار آدم در روى زمين، پيامبران بى‏شمارى براى راهنمايى بشر از سوى خدا آمده‏اند و برنامه همگى اين بود كه فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (اعراف (7): 35).
اين خطاب در سرآغاز خلقت، مانع از آن نيست كه پيامبر ما، پيامبر خاتم باشد و به وسيله او باب نبوّت كه ساليان درازى به روى بشر باز بود، به عللى بسته شود؛ نتيجه اين كه قرآن، خطاب آن مقطع از زمان را براى ما نقل و حكايت مى‏كند، نه اين كه از جريانى تحقّق يافته پس از نزول، گزارش مى‏كند. اين حقيقت در صورتى روشن مى‏شود كه بدانيم قرآن در آيات بيست و شش‏گانه خود، فرزندان آدم را سه بار با جمله «يا بنى‏آدم» خطاب كرده و فرموده است:
1. يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسا ... (اعراف (7): 26).
2. يَا بَنِي آدَمَ لاَيَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم ... (اعراف (7): 27).
3. يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنكُمْ ... (اعراف (7): 35).
در مورد ديگر كه قرآن از خطاب‏هاى آغاز آفرينش نيز سخن مى‏گويد، از اين لفظ بهره گرفته است:
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لاَّ تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ... (يس (36): 60).
اين نوع خطاب‏ها به عصر آغاز آفرينش و مناسب با آن مربوط است، نه عصر رسول گرامى.
با اين بيان روشن شد كه خطاب در آيه مورد بحث، جزو خطاب‏هاى نخستين در آغاز آفرينش است، و مفاد آن با «ختم نبوّت» ارتباطى ندارد، و ريشه اشتباه ناديده گرفتن سياق آيه است.
سياق آيات و احاديث متواتر
در حالى كه توجّه به ماقبل و مابعد آيه، يكى از كليدهاى تفسير صحيح و استوار است، با اين وصف، سياق آيه تا آن جا اعتبار دارد كه استقلال آيه و جدايى آن از ماقبل خود با دليل قطعى ثابت نشود و در صورت ثبوت، نبايد «سياق» آيات را در تفسير آيه دخالت داد.
مطالعه در آيات قرآن ثابت مى‏كند كه گاهى (البتّه گاهى) قرآن پيش از فراغ از موضوعى، به مناسبتى موضوع تازه‏اى را مطرح مى‏كند و پس از فراغ از آن، دو مرتبه به تعقيب موضوع نخست مى‏پردازد و اين، يكى از خصوصيات قرآن است و در سخنان افراد بليغ، كم و بيش نيز نظر دارد؛ البتّه مقصود اين نيست كه قرآن در اثناى بحث از موضوعى، بدون هيچ مناسبتى از موضوع جديدى ياد، و به اصطلاح، آيه يا آيات مربوط به موضوعى را ميان آيات مربوط به موضوع ديگر «اقتحام» مى‏كند؛ بلكه مقصود اين است كه در عين حفظ تناسب، پيش از پايان يافتن بحث از موضوع نخست، موضوع جديدى را نيز مطرح مى‏كند؛ آن گاه دوباره به تكميل آيات موضوع نخست مى‏پردازد.
8 . آگاهى از آرا
آگاهى از آراى مفسّران اسلامى كه عمرى روى قرآن كار كرده‏اند و به حق، استاد فن به شمار مى‏روند، از پايه‏هاى تفسير قرآن است.
شكّى نيست كه روز نزول قرآن، به سبب آگاهى مردم از قراين و ظروف حاكم بر آن، مفاهيم بسيارى از آيات روشن بود، و در فهم مقاصد قرآن، به آگاهى از اين آرا نيازى نبود؛ ولى به سبب فاصله زمانى و از دست رفتن اين قراين، بايد از اين اقوال و آرا كه مى‏توانند بيانگر چنين قراين از دست رفته‏اى باشند، كمك گرفت و هرگز نبايد به تنهايى به تفسير قرآن پرداخت؛ زيرا فكر جمع، از فكر فرد بالاتر است، و احتمال لغزش در فكر فرد بيش از احتمال آن در فكر جمع خواهد بود؛ البتّه اين مطلب غير از آن است كه فكر خود را اسير افكار ديگران سازيم، و استقلال فكرى خود را از دست بدهيم؛ زيرا اين گونه پيروى، جز انتحار، چيز ديگرى نيست؛ بلكه مقصود اين است كه در تفسير آيه، از ديگر نظريه‏ها غفلت نورزيم و آن‏ها را ناديده نگيريم. چه بسا ممكن است ما را در اتّخاذ نظريه و نتيجه‏گيرى كمك كنند يا ما را به خطاهاى خود واقف سازند.
نكته قابل توجّه در اين جا اين است كه مفسّر در چه زمانى بايد به نظريات موجود در آيه توجّه كند. آيا پيش‏تر بايد نظريه‏ها را درباره آيه بررسى، و پس از آگاهى از آن‏ها، تلاش علمى و فكرى را آغاز كند و حق را از باطل جدا سازد، يا اين كه نخست بايد به تلاش تفسيرى خود بپردازد و در تصميم نهايى به اقوال و ديگر آراى آن‏ها مراجعه كند.
براى فرد مبتدى، راه نخست مفيدتر است؛ در حالى كه براى فرد محقّق، راه دوم متعيّن خواهد بود؛ زيرا چه بسا آگاهى از آرا، انسان را از تحقيق و بررسى باز دارد.
9. پرهيز از هر نوع پيشداورى
بررسى آيات قرآن با موضع‏گيرى‏هاى پيشين، آفت بزرگ تفسير است. فردى كه با عقايد پيشين، و انديشه‏هاى از پيش ساخته خود به قرآن بنگرد و هدف اين باشد كه براى نظريه خود از قرآن دليلى را بجويد نمى‏تواند از مقاصد واقعى قرآن آگاهى يابد و مقصود را به دست آورد.
مفسّر بايد با كمال بى‏طرفى و بدون هر نوع عقيده از پيش ساخته به قرآن بنگرد تا به مقاصد قرآن دست يابد.
هر نوع موضعگيرى قبلى، حجاب بزرگى ميان مفسّر و مقاصد قرآن است و سبب مى‏شود كه مفسّر به جاى اين كه عقيده را بر قرآن عرضه بدارد، قرآن را بر عقيده تطبيق كند، و به جاى شاگردى قرآن، بر آن استادى كند.
محدّثان اسلامى به اتّفاق، حديث ياد شده ذيل را از رسول گرامى نقل كرده‏اند كه فرمود:
مَنْ فَسَّرَ الْقُرآنَ بِرَأيِهِ فَلْيَتَبَوَّء مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ .
هر كس قرآن را با رأى خود [= با پيشداورى و اتّخاذ موضعگيرى‏هاى قبلى] تفسير كند، براى خود جايگاهى از آتش را آماده سازد.
مقصود از تفسير به رأى، جز آن چه گفته شد، نيست.
تأويل يك آيه به كمك آيه ديگر، مانند تأويل آيه متشابه به كمك آيه محكم، كوچك‏ترين مانعى ندارد و اين گونه تأويل، تفسير به رأى نيست؛ بلكه تأويل قرآن به كمك خود قرآن است، و در بخش «تأويل در قرآن» در اين مورد سخن گفتيم.
عمل ممنوع، اين است كه بدون استمداد از آيه و حديث قطعى، به سبب عقيده قبلى، آيه‏اى را بر مقصود شخصى خود تطبيق كنيم؛ به گونه‏اى كه اگر چنين موضعگيرى خاصّى نداشتيم، هرگز آيه را به آن نحو تفسير نمى‏كرديم.
در طول تاريخ، گروه باطنيه و برخى از عارفان و اخيرا فرقه ضالّه، و در زمان ما گروهك‏ها با آيات قرآن بازى، و آن‏ها را مطابق مذاق شخصى خود تفسير كرده‏اند، و نه تنها خود گمراه شده‏اند، بلكه زمينه گمراهى ديگران را نيز فراهم آورده‏اند.
ما در اين جا نمونه كوتاهى را مى‏آوريم و تفصيل آن را به وقت ديگرى موكول مى‏كنيم.
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ، بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لاَ يَبْغِيَانِ، فَبِأَيِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ، يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ (الرحمن (55): 19 ـ 22).
دو دريا را كنار هم قرار داد و ميان آن دو، حائلى است كه به يك‏ديگر تجاوز نمى‏كنند. كدام‏يك از نعمت‏هاى خدا را تكذيب مى‏كنيد. از آن دو دريا، لؤلؤ و مرجان استخراج مى‏شود.
در اين آيه، از امور ياد شده در ذيل گفت‏وگو شده است:
1. دو دريا به هم مى‏رسند؛
2. ميان آن دو حائلى است كه با هم مخلوط نمى‏شوند؛
3. از آن دو دريا جواهرهايى مانند لؤلؤ و مرجان استخراج مى‏شود.
مقصود از اين دو دريا، به قرينه استخراج «لؤلؤ و مرجان» دو نوع آب‏هاى گوناگون است كه در نقطه‏اى از جهان به هم مى‏رسند و هرگز آب يكى با آب ديگرى مخلوط نمى‏شود. اختلاف دو دريا، به طور طبيعى به شيرينى و گوارايى و شورى و تلخى يا زلالى و صافى و تيرگى رنگ آن‏ها خواهد بود. حال اين دو پديده طبيعى در كجاى جهان و در دل كدام يك از درياها قرار دارند، فعلاً براى ما مطرح نيست.
محيى‏الدين عربى مستغرق در عرفان و فلسفه، وقتى به تفسير اين آيه مى‏رسد، با همان ذهن فلسفى و عرفانى به آيه نگريسته، مى‏گويد:
مقصود از «درياى شور و تلخ» امور مادّى و جسمانى است و مقصود از «درياى شيرين و گوارا» همان روح است كه هر دو در وجود انسان تلاقى يافته و حاجز و فاصل ميان آن دو، همان «نفس حيوان» است كه اگر در صفا و پاكيزگى به پايه روح انسان نمى‏رسد، در كدورت و تيرگى، از اجساد و اجسام، بالاتر و برتر است و در عين حال، هيچ يك از اين دو به مرز ديگرى تجاوز نمى‏كند. نه روح به بدن تجرّد مى‏بخشد و ونه بدن روح را تنزّل داده و آن را در رديف مادّيات قرار مى‏دهد.
اين نمونه مى‏تواند ما را به حقيقت «تفسير به رأى» و اين كه چگونه پيش‏داورى‏ها، در تفسير اثر مى‏گذارد، رهبرى كند.
10. آگاهى از بينش‏هاى فلسفى و علمى(2)
آگاهى از انديشه‏هاى فلسفى و علمى، مايه شكوفايى ذهن و سبب برداشت‏هاى ارزنده‏اى از قرآن مى‏شود؛ يعنى در حالى كه بايد از هر نوع تفسير به رأى پرهيز كرد و قرآن را به سبب تصحيح عقايد قبلى تفسير نكرد، در عين حال، آگاهى از انديشه‏هاى فيلسوفان بزرگ اسلام درباره توحيد و صفات و افعال خدا، و ديگر مسائل مربوط به مبدأ و معاد، همچنين اطّلاع از آن چه در جهان دانش درباره طبيعت و مادّه و انسان مى‏گذرد، سبب شكوفايى بينش انسان مى‏شود؛ در نتيجه، انسان بهتر مى‏تواند از قرآن بهره بگيرد.
امروز، گام‏هاى بس بلندى درباره زمين، كيهان، حيوان و انسان برداشته و افق‏هاى بس تازه‏اى را در روان‏شناسى و جامعه‏شناسى كشف كرده است. درست است كه نمى‏توان گفت: تمام آن چه را در اين مقوله گفته و ترسيم كرده، درست است. آگاهى از چنين كشفيات علمى، سبب تقويت دماغ فلسفى و علمى انسان، و مايه شكوفايى ذهن مفسّر مى‏شود، و به او توان خاصّى مى‏بخشد كه از قرآن به صورت كامل‏ترى بهره بردارد.
اكنون نمونه‏اى را در اين مورد يادآور مى‏شويم:
آيات شش‏گانه‏اى كه در آغاز سوره «حديد» وارد شده، روشن‏ترين گواه اين سخن است و ما از ميان آن شش آيه فقط به نقل و ترجمه دو آيه مى‏پردازيم:
هُوَ الْأَوَّلُ وَالاْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمٌ، هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّماءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (حديد (57): 3 و 4).
او است ازلى و ابدى، نمايان و پنهان، و او به همه چيز دانا است. او است كه آسمان‏ها و زمين را در شش روز آفريد؛ سپس بر عرش خود مستولى شد. مى‏داند آن چه را در زمين فرو مى‏رود و آن چه از آن بيرون مى‏آيد. آن چه كه از آسمان فرود مى‏آيد يا به سوى آن مى‏رود. هر كجا باشيد، با شما است و خدا به كردار شما بينا است.
مسائل فلسفى و عقيدتى كه در اين دو آيه (و چهار آيه ديگر) نهفته، چنان عظيم است كه امام سجاد عليه‏السلام درباره آن‏ها مى‏فرمايد:
نزلت للمتعمقين فى آخر الزمان.
اين آيات شش‏گانه براى افراد متفكّر در آخرالزمان نازل شده است.
هيچ شخص با انصافى نمى‏تواند ادّعا كند كه در پرتو آگاهى از علوم عربى مى‏توان اين آيات را تفسير كرد؛ زيرا هر گاه ما اين آيه‏ها را به فارسى ترجمه كنيم، باز در آن‏ها حالت اجمال و ابهام باقى خواهد ماند؛ در حالى كه آگاهى از آن چه محقّقان اسلامى درباره احاطه وجودى و علمى مبدأ مطرح كرده‏اند، مايه شكوفايى ذهن، و سبب مى‏شود كه مفاد آيه بهتر تجلّى كند.
آيا يك نفر درس نخوانده و استاد نديده مى‏تواند به عمق جمله «و هو معكم اينما كنتم» پى ببرد؟
آيا فرد غيرراسخ در معارف الاهى مى‏تواند حقيقت «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن» را درك كند؟
تكرار مى‏كنم: مقصود اين نيست كه به كمك فلسفه يونانى يا اسلامى يا به كمك علوم جديد به تفسير قرآن بپردازيم و قرآن را بر اين افكار غيرمصون از خطا تطبيق كنيم؛ زيرا چنين كارى جز تفسير به رأى كه عقلاً و شرعا ممنوع است، نتيجه ديگرى ندارد؛ بلكه مقصود اين است كه اين نوع آگاهى به ذهن ما قدرت و توان مى‏بخشد كه در مفاهيم و مقاصد كتاب آسمانى دقّت بيش‏ترى كنيم و مقاصد آن را بهتر دريابيم.
امروز بحث‏هاى روان‏شناسان و جامعه‏شناسان درباره انسان يا بررسى‏هاى دانشمندان علوم طبيعى درباره زمين و كيهان، افق‏هاى تازه‏اى را در قرآن گشوده و به انسان معاصر، توان بخشيده است كه به قرآن از ديدگاه‏هاى جديدترى بنگرد.
در اين جا عظمت گفتار امام هشتم حضرت على‏بن موسى‏الرضا عليه‏السلام تجلّى مى‏كند، آن جا كه شخصى از حضرتش مى‏پرسد: «مابال القرآن لايزداد عند النشر و الدرس الا غضاضة؛ چرا بحث و بررسى درباره آيات بر طراوت و تازگى آن مى‏افزايد؟» امام در پاسخ فرمود:
ان اللّه‏ تعالى لم‏يجعله لزمان دون زمان و لالناس دون ناس فهو لكل زمان جديد و عند كل قوم غضّ طريّ الى يوم القيامة (هاشم بحرانى، 1419: ج 1، ص 28).
خداوند قرآن را براى مقطع معيّنى از زمان يا براى گروهى خاص فرو نفرستاده؛ از اين جهت، قرآن در تمام زمان‏ها تازه است و نزد همه ملل جهان تا روز رستاخيز با طراوت خواهد بود.
شايد روى همين جهت است كه ابن‏عباس مى‏گويد:
القرآن يفسّره الزمان.
قرآن را زمان تفسير مى‏كند.
مقصود از زمان، همان انديشه‏ها و دانش‏هاى نوى است كه در زمينه‏هاى گوناگون در جامعه انسانى پيدا مى‏شود و به مفسّر، بينش جديدى مى‏بخشد و در نتيجه، مطالبى از قرآن استخراج مى‏شود كه هرگز در انديشه مفسّران پيشين نمى‏گنجيد.
11. آگاهى از تاريخ صدر اسلام
مقصود از «تاريخ اسلام» رويدادهايى است كه پس از بعثت پيامبر به ويژه بعد از هجرت رخ داده و بخشى از آيات قرآن به آن‏ها ناظر است. در اين ميان، آگاهى از تاريخ «غزوات» و «سريه‏ها» به تفسير قسمتى از آيات قرآن كمك مؤثّرى مى‏كند.
در قرآن مجيد، آيات فراوانى درباره حوادث «بدر»، «احد»، «احزاب» و «بنى‏مصطلق»، «حُديبيه» و «فتح مكه»، و گروه «بنى‏النضير» از طايفه «يهود» وارد شده است. آگاهى از تاريخ گسترده اين حوادث كه قرآن به گونه‏اى درباره آن‏ها بحث مى‏كند، مايه روشنى مفاهيم آيات مربوط به اين نوع از «غزوات» و «سريه‏ها» است و اين مسأله براى هر مفسّرى محسوس و روشن است.
در اين مورد، به تاريخ‏هاى اصيل كه به خامه تواناى مورّخان بى‏غرض اسلامى نگارش يافته، بايد مراجعه كرد و با اسلوب علمى، تاريخ صحيح را از غيرصحيح بازشناخت؛ البتّه در كتاب‏هاى تاريخ و سيره، سخنان بى‏پايه‏اى وجود دارد كه نه با عقايد اسلامى ما سازگار است و نه با آيات قرآن؛ ولى محقّق، با اصول تاريخ‏شناسى مى‏تواند حق را از باطل جدا سازد.
در اين مورد، پيشنهاد مى‏شود از كتاب سيره ابن‏هشام، مروج الذهب مسعودى و امتاع الاسماع مقريزى و كامل ابن اثير استفاده شود؛ ولى در عين حال نمى‏توان مطالب و محتويات اين كتاب‏ها را صد درصد تضمين كرد؛ بلكه چه بسا در آن‏ها، سخنان بى‏اساس و بى‏پايه‏اى وجود دارد كه عقل و نقل برخلاف آن‏ها گواهى مى‏دهد؛ از باب نمونه، ابن‏اثير در كامل وقتى به داستان زيد و همسر وى «زينب» مى‏رسد، مطلبى را نقل مى‏كند كه جز دشمنان دانا، كسى آن را وضع نكرده است (ابن اثير، 1399: ج 2، ص 121). يا درباره حمله سپاه پيل و نابودى آن‏ها به وسيله مرغان «ابابيل» تاريخى را يادآور مى‏شود كه با نص قرآن مخالف و مباين است (همان، ج 1، ص 263).
سيره ابن‏هشام، بهترين كتابى است كه درباره سيره رسول گرامى نگارش يافته، و اين كتاب، تلخيص سيره ابن‏اسحاق است كه متأسّفانه نسخه‏اى از آن در دست ما نيست و اگر محقّقان اسلامى با مراجعه به كتابخانه‏هاى جهان نسخه‏هاى آن را گرد آورند و پس از تصحيح و تحقيق به چاپ برسانند، محتمل است آفاقى در سيره پيامبر به روى ما گشوده شود كه سيره ابن‏هشام از ارائه آن ناتوان است؛ به ويژه اگر توجّه داشته باشيم ابن‏اسحاق شيعه بوده و تلخيص‏گر، فرد سنّى و در مسائلى با هم اختلاف عقيده و نظر داشته‏اند.
12. آگاهى از قصّه‏ها و تاريخ زندگانى پيامبران
بخش عظيمى از آيات قرآن به تاريخ پيامبران پيشين مربوط است كه ما را به پايمردى و نحوه مبارزه آنان با مستكبران و جبّاران زمان خودشان آشنا مى‏سازد.
آگاهى از تاريخ زندگانى اقوامى مانند «عاد» و «ثمود» يا اطّلاع از قدرت شيطانى جبّاران «بابل» و «فراعنه مصر»، آيات مربوط به مبارزه‏هاى پيامبرانى مانند «هود»، «صالح»، «ابراهيم» و «موسى» را روشن مى‏سازد.
اطّلاع از زندگانى پيامبران بنى‏اسرائيل به ويژه «داوود» و «سليمان» به بسيارى از آيات روشنى خاصّى مى‏بخشد و با مراجعه به آيات مربوط به اين شخصيت‏ها، صدق گفتار ما روشن خواهد شد؛ البتّه در اين قسمت، بايد حزم و احتياط را از دست نداد و تاريخ صحيح و مطمئن را از غيرصحيح بازشناخت، به ويژه كه درباره پيامبران بنى‏اسرائيل، جعليات «اسرائيلى»، فراوان است و هرگز نبايد بر آن‏ها تكيه كرد.
13. آگاهى از تاريخ محيط نزول قرآن
قرآن در محيطى نازل شده كه مردم آن جا، زندگى خاصّى داشتند و آيات قرآن به مناسبت‏هايى به شيوه زندگى و رسوم و آداب آن‏ها اشاره كرده و سرانجام به نقد آن‏ها پرداخته است. براى مفسّر لازم است از وضع زندگى عرب قبل از اسلام و معاصر با آن به گونه‏اى آگاه باشد تا آيات مربوط به اين قسمت را به روشنى درك كند؛ براى مثال، قرآن درباره موضوعاتى از قبيل «ازلام» (مائده (5): 3 و 90) و بت‏هايى مانند «ود»، «سواع»، «يغوث»، «يعوق» و «نسر» (نوح (71): 23) و آداب و اخلاق عرب مانند «وأدالبنات» (تكوير (81): 8) و نحوه معاشرت‏هاى آنان با ايتام و ده‏ها موضوع مربوط به زندگى عرب قبل از اسلام و معاصر با آن، سخن گفته، و تشريح كامل آيات مربوط به اين بخش در گرو آگاهى از وضع زندگى اين گروه است كه قرآن در محيط آنان نازل شده است.
گاهى قرآن از طريق طرح مَثَلْ، حقايقى را يادآور مى‏شود؛ ولى واقعيت مثل را كسانى درك مى‏كنند كه از زندگى بيابانى اطّلاع داشته باشند يا در سرزمين خشك و لم‏يزرع به سر ببرند؛ آن جا كه «حقيقت» و «سراب» را مطرح مى‏كند و مى‏فرمايد:
وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً (نور (24): 39).
اعمال افرادى كه به خدا كفر ورزند، به سان تشنه‏كامى است كه در بيابان هموار، «شورزار» را آب مى‏پندارد.
فردى بيابانى يا آگاه از زندگى اين گونه افراد، واقعيت اين مثل را بهتر درك مى‏كند و افرادى كه پيوسته در سرزمين‏هاى لب دريا و سرسبز زندگى مى‏كنند، واقعيت اين مثل براى آن‏ها در مرحله نخست چندان روشن نيست.
14. شناخت آيات مكّى از مدنى
آيات قرآن از نظر زمان نزول بر دو بخش تقسيم مى‏شوند: آياتى كه پيش از هجرت فرود آمده و آياتى كه پس از آن نازل شده‏اند. قسمت نخست را مكّى، و قسمت ديگر را مدنى مى‏نامند.(3)
آيات مكّى براى خود آهنگى، و آيات مدنى براى خود آهنگى ديگر دارد. آيات مكّى در ظرفى نازل شده‏اند كه مسلمانان به صورت حزب سرّى زندگى مى‏كردند و توان مبارزه و مقابله را نداشتند، و وضعيت زندگى آنان اجازه تشريع احكام از قبيل نماز و روزه، زكات و خمس و جهاد را نمى‏داد؛ از اين جهت، روى سخن در اين بخش از آيات، بيش‏تر با مشركان است و بيش‏تر، قرآن به طرح عقايد و معارف بلند، بسنده مى‏كند؛ در حالى كه وضع در مدينه به گونه‏اى ديگر بود و مسلمانان پس از مساعد بودن محيط به صورت قدرت عظيم درآمده‏اند و زمينه تشريع احكام به طور كامل فراهم شده بود؛ از اين جهت، آيات مربوط به احكام مانند نماز و روزه و زكات و خمس و جهاد در مدينه نازل شده است. شناخت اين دو نوع آيات، به فهم مقاصد آيات به طور كامل كمك مى‏كند. نويسنده‏اى بر اثر عدم شناخت صحيح آيات مكّى از آيات مدنى مى‏گويد: آيه «اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» درباره خاندان رسالت نازل نشده است؛ زيرا اين آيه، به سبب مكّى بودن سوره در مكّه نازل شده و درخواست چنين چيزى در آن زمان مقرون به بلاغت نيست؛ در حالى كه اگر به كتاب‏هاى مربوط به تشخيص آيات مكّى از مدنى مراجعه مى‏كرد، براى او روشن مى‏شد كه مكّى بودن سوره، گواه بر مكّى بودن تمام آيات آن نيست. چه بسا آيات مكّى در لابه‏لاى سوره‏هاى مدنى يا بالعكس قرار دارند. گذشته از اين، مفسّرانى كه سوره شورى را مكّى مى‏دانند، خصوص اين آيه و برخى ديگر از آيات اين سوره را مدنى مى‏نامند.
اين‏ها پايه‏هاى چهارده گانه «روش تفسير صحيح» قرآن است كه برخى اولويّت خاصّى دارند؛ هرچند مى‏توان برخى از آن‏ها را در برخى ديگر ادغام كرد؛ مانند آگاهى از تاريخ اسلام و قصص پيامبران كه مى‏توانند به گونه‏اى در «شأن نزول» داخل شوند؛ ولى ما براى روشن‏گويى، هر يك را جداگانه بررسى كرديم.


پی نوشت ها :


1 لفظ «امّا» در اصل «اِنْ» و «ما» بوده و اين دو حرف به سبب نزديك بودن مخرج «نون» با مخرج «ما» در يك‏ديگر ادغام شده‏اند و در حقيقت، «امّا» در اين مورد به معناى شرطيه است و معناى جمله چنين مى‏شود: محقّقا اگر به سوى شما پيامبران بيايد.

2 تفسير ابن‏عربى، ج 2، ص 280. اين يك نمونه از تفسير به رأى است و كتاب تفسير ابن‏عربى مانند كتاب فصوص الحكم او، مملو از اين تفسير به رأى‏ها است كه عقلاً و شرعا ممنوع است.

3 اصطلاح رايج در تفسير آيات مكّى و مدنى همان است كه نگارش يافت و در اين مورد اصطلاح ديگرى نيز هست كه بر اهل فن پوشيده نيست.


منابع اصلی بخش اول و دوم

- قرآن کریم

- ابن اثير: الكامل فى التاريخ، دار صادر، بيروت، 1399 ق.

- ابن عربى: تفسير ابن عربى، دار احياء التراث العربى، بيروت، 1422 ق.

- بحرانى، السيد هاشم: تفسير البرهان، مؤسّسه الأعلمى، بيروت، 1419 ق.

http://www.maarefquran.org








کلمات کليدي : روش تفسیر قرآن

© کپی رایت توسط : پايگاه اطلاع رساني ، پژوهشي و فرهنگي سعيد معزالدين (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 26 فروردين ماه ، 1389 (1366 مشاهده)

[ بازگشت ]
صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو |  تماس با ما

تمامی حقوق و مطالب برای پایگاه پارس برگ محفوظ است. هرگونه نقل و بهره برداری از آن با ذکر منبع مجاز می باشد
طراح : علی معزالدین